2سال و نیمه ی من
برای تو که بهترینی ...
نفس من منو ببخش که تولد 2 سالگیت را اینجا ثبت نکردم چون دقیقا مصادف شد با نقل مکان دوباره ی ما به شهرمون و درگیر اسباب کشی بودیم...هر چند که جشن برگذار شد و کادوهات را گرفتی و کلی هم نق زدی...
تو بزرگ شدی...حرف می زنی ABCD را کامل می خونی...1234 را تا 20 کاملا بلدی و می شماری...رنگها را به انگیلیسی بلدی و کلی شعر انگلیسی بلدی مثل incy vincy spider,old macdonald,my cupy cake,
pizza and chips,brush bus,bean bag
time for another year ,we are in an orchestra,zoo,stop!look!listen!think
وچندتایی دیگه که من الان توی ذهنم نیست ، ما کلی به هوش و ذکاوت تو افتخار می کنیم.
عاشق ارتباط با دیگرانی و با مهربونیت همه را عاشق خودت می کنی...
همیشه منو بغل می کنی و می بوسی و با عزیزم صدام می زنی...می دویی می پری و بازی کردن را خیلی دوست داری...بازی مورد علاقت شمشیر بازیه...
عاشق موزیک و موسیقی هستی و فقط کافیه که یکبار آهنگ مورد علاقت را گوش بدی چون دیگه از بار دوم شروع می کنی باهاش خوندن.آهنگ مورد علاقت هم Happy فارل ویلیامز و می دونی مرتضی پاشایی که اگر 100 بار هم گوش بگی باز هم می گی دوباره.
کارتون مورد علاقت هم minions و زورو و هر چی که توش horse و شمشیر داشته باشه.
الان کنارم دراز کشیدی و به دوردستها خیره شدی و داری فکر می کنی...
لحظه ی سال تحویل هم آنفولانزا شدی و ما با تب 40 درجه تو را به درمانگاه رسوندیم...
و امروز 2 سال و نیمه شدی چقدر لحظه های ناب و تکرار نشدنی با هم داشتیم و خواهیم داشت...روزی هزار بار داشتنت را شکر می کنم پسر دوست داشتنی من.


2سال و نیمه ی من 
